خطای در دسترس بودن

access failure

خطای در دسترس بودن

به  این دو مثال فکر کنید:  مثال اول: “سیگار کشیدن نمی تواند برایت آن‌قدر‌ها هم بد باشد؛ پدربزرگ من روزی سه بسته سیگار می‌کشید و بیشتر از صد سال عمر کرد”

مثال دوم: آیا کلمات انگلیسی که با “K”  شروع می‌شوند بیشتر از کلمات انگلیسی هستند که “K” حرف سوم آنهاست؟  جواب: تعداد کلمات انکلیسی که “K” حرف سوم آنهاست بیش از دو برابر کلمات انگلیسی است که با “K”  شروع می‌شوند.

خطای در دسترس بودن چنین چیزی می‌گوید: ما با مثال‌هایی که خیلی ساده به ذهن می‌آیند تصویری از دنیا می‌سازیم. البته که این اتفاق بیهوده است، چون در واقعیت صرف این که یک اتفاق راحت‌تر به ذهن ما خطور می‌کند دلیلی بر پر تکرار بودن، صحیح بودن یا اشتباه بودن آن نیست. فقط اول به ذهن ما رسیده است! 

این موضوع که پدربزرگ من ( که در دسترس من است) روزی سه بسته سیگار می‌کشد دلیل نمی‌شود که هر فردی سیگار بکشد صد سال عمر کند و ضرری برای او نداشته باشد.

همین مثال توسط رسانه های عمومی (در دسترس ما قرار گرفته است) و به شکل دیگری شنیده‌ایم که “افراد سیگاری عمر کوتاه‌تری از بقیه دارند”. خطای در دسترس بودن در مثالِ پدربزرگ سیگاری برای بی‌خطر نشان دادن سیگار و در مثال رسانه‌های عمومی برای خطراناک عنوان کردن آن استفاده شده است. که البته در اینجا کمتر بودن طول عمر سیگاری‌ها بر اساس آمار و ارقام صحیح است ولی منظور ما این است که بلافاصله بعد از شنیدن کلمه‌ی “فرد سیگاری” چیزی که به ذهن خطور می‌کند “کم بودن طول عمر و احتمالا سرطان است”.

در نتیجه خطای در دسترس بودن جدای از صحیح یا غلط بودن موضوع باعث جهت‌گیری مغز یا مدل ذهنی بدون در نظر گرفتن واقعیات می‌شود.

1 access failure

جهت‌گیری مدل ذهنی

این موضوع که ما ریسک قربانی شدن در سانحه‌ی هواپیما، حادثه‌ی رانندگی یا قتل را بیشتر از خطر مردن به دلیل دیابت یا سرطان معده می‌دانیم به این دلیل است که اخبار مربوط به این سانحه‌ها بیشتر در دسترس ما قرار دارند. شانس ابتلا به افسردگی بسیار بالا و شانس در معرض بمباران قرار گرفتن بسیار کمتر از آن چیزی است که در ذهن ما نقش بسته است. چیزی که ساکت یا نامرئی باشد را در ذهن خود کوچک می‌شماریم و تصور پیشامد های پر زرق و برق و جذاب برای مغز ما آسان‌تر است.

پزشکان معمولا قربابی خطر در دسترس بودن می‌شوند. آنها درمان‌های مورد علاقه‌ی خود را دارند که معمولا از آن ‌ها برای تمامی موارد احتمالی نیز استفاده می‌کنند. ممکن است روش‌های درمانی مناسب‌تری هم وجود داشته باشد، اما در قسمت‌های دور دست ذهن دکتر‌ها جا خوش کرده باشد. آیا تا به شنیده‌اید که مریضی به دلیل گلو درد به دکتری مراجعه کرده باشد که پس از یک ماه درمان بیماری او مورد دیگری تشخیص داده شده است؟ آیا در همان ابتدا امکان نداشت که با معاینات بیشتر، به در دسترس ترین روش درمان و شایع‌ترین بیماری گمان نبریم؟

اگر چیزی به اندازه‌ی کافی تکرار شود ملکه‌ی ذهن ما می‌شود.

اگر چیزی به اندازه‌ی کافی تکرار شود ملکه‌ی ذهن ما می‌شود. حتی اگر درست هم نباشد. کافی است مسائل “بشقاب پرنده” ، “انرژی حیاتی” ،”دیدن شمائل شخصی در نم و ترک دیوار” یا ” دیدن متنی را در برشی از سیب‌زمینی ” را آنقدر تکرار کنی تا مردم باورشان بشود که این موضوع جادویی است و حقیقت دارد.

خطای در دسترس بودن در هئیت‌مدیره‌های شرکت‌ها هم به عنوان یک عضو یک میز ثابت دارد. اعضای هئیت مدیره (معمولا هر سه ماه یک بار) به جای موارد مهم‌تری مثل حرکت هوشمندانه‌ی رقیب، کاهش انگیزه‌ی کارکنان و یا یک تغییر پیش‌بینی نشده در رفتار مشتری یا بازار، فقط در مورد آنچه که در دسترس است یعنی صورت جلسه و آنچه مدیریت ارائه کرده است بحث می‌کنند. آن‌ها تمایلی ندارند در مورد مسائلی که در دستور جلسه نیست صحبت کنند. (البته شاید درست‌ هم باشد که فقط در مورد صورت جلسه در یک جلسه صحبت شود اما در نظر نگرفتن مسائل دیگر که در دسترس نیستند در طولانی مدت مشکل ساز خواهد شد)

access failure

غلبه بر خطای در دسترس بودن

قبلا خوانده‌ بودم که شبکه‌های اجتماعی همانند اینستاگرام و فیسبوک و هر اپلیکیشن‌ای که در آن دوستانمان را دور هم جمع می‌کنیم و در گروه‌ها عضو می‌شویم باعث می‌شوند که خطای در دسترس بودن برای ما اتفاق بیافتد و ورودی‌های ذهن ما فقط از سمت افراد محدودی تامین شود.

آیا داشتن چهار دوست گیاه خوار در یک گروه یا شنیدن اخبار از یک کانال خبری خاص ما را در مقابل یک سری از اطلاعات گزیده شده قرار نمی‌دهد؟ در مورد اول شاید تا ماه‌ها در گروه عکسی از یک همبرگر آغشته به سس و در مورد دوم هیچ وقت خبری از پیشرفت کشورهای دیگر و خوشحالی مردم دنیا نبینیم و اینگونه بپنداریم که همه بد اند و فقط ما خوبیم!

در پست قبلی که در مورد مدل ذهنی صحبت شد و بهانه‌ای شد برای نوشتن این پست جمله‌ی زیر رو نوشته بودم:

  • کشور X دشمن ماست.

حالا فکر کنید که خطای در دسترس بودن و شنید مکرر این جمله چقدر به ذهن شما جهت داده است تا ذهن خود را بر روی اطلاعات دیگر ببندید.

در انتها همیشه در ذهن داشته باشید که ما برای غلبه بر خطای در دسترس بودن همیشه به ورودی‌هایی از جانب دیگران (رسانه‌های دیگر، مشاوران دیگر، دوستان دیگر، کتاب‌های دیگر) نیاز داریم.

“هنر شفاف اندیشیدن”

متن بالا را با اندکی تغییر از کتاب “هنر شفاف اندیشیدن” نوشته‌ی ” رولف دوبلی” در توضیحی برای پست مدل ذهنی نوشتم. در اینترنت موضوعات زیادی برای این کتاب نوشته شده است که شما رو ترغیب به خودن این کتاب می‌کند و برای مثال این لینک رو ببینید.

این موضوع را با دوستان و همکارانتان به اشتراک بگذارید.

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
به من خبر بده